اشعار حافظ در لزوم اطاعت از استاد روحاني
در اين معني حافظ شيرازي رحمة الله عليه چه خوب سروده است:
مرا به رندي و عشق آن فضول عيب كند
كه اعتراض بر اسرار علم غيب كند
كمال صدق و محبّت ببين نه نقص گناه
كه هر كه بيهنر افتد نظر به عيب كند
ز عطر حور بهشت آن زمان بر آيد بوي
كه خاك ميكدۀ ما عبير جيب كند
چنان بزد ره اسلام غمزۀ ساقي
كه اجتناب ز صهبا مگر صهيب كند
كليد گنج سعادت قبول اهل دلست
مباد آنكه در اين نكته شكّ و ريب كند
شبان وادي ايمن گهي رسد به مراد
كه چند سال به جان خدمت شعيب كند
ز ديده خون بچكاند فسانۀ حافظ
چو ياد عهد شباب و زمان شيب كند
اين فرمايش در خطبۀ هشتاد و پنجم از «نهج البلاغه» است، و اوّل خطبه اينست: عِبادَ اللهِ اِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبادِ اللهِ اَليْهَ عَبْداً اَعانَهُ اللهُ عَلي نَفْسِهِ
ليكن به جاي وَأبْصَرَ لفظ قَدْ اَبْصَرَ وارد است، و بعد از لفظ وَ قَطَعَ غِمارَهُاين جمله وارد است: وَ اسْتَمْسَكَ مِنَ الْعُري' بِأَوْثَقِها وَ مِنَ الْحِبالِ بِأَمْتَنِهاسپس ميفرمايد: فَهُوَ مِنَ الْيَقينِ عَلي مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ.
و اما فرمايش ديگر آنحضرت كه «هجم بهم العلم» است، آن نيز ضمن حِكَم آنحضرت بيان شده است در ج 2 «نهج البلاغه» شرح ملافتحالله ص 548 و رد شرح عبده ص 171 در حكمت 147 در موعظۀ آن حضرت به كميل است و اوّل آن اين جمله است:
يا كُمَيْلُ اِنَّ هذِهِ الْقُلوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُها أَوْعاها ولكن به جاي لفظ: مُتَعَلِّقَةٌ لفظ مُعَلَّقَةٌ وارد است .
برگرفته از کتاب روح مجرد
به جانم قسم هر کسی فهم این کتاب ها (شرح اشارات ، شفا ، تمهیدالقواعد ، مصباح الانس ، شرح فصوص ، اسفار ، وفتوحات) روزی اش نشود ، به فهم خطاب محمدی نمی رسد.